بوف کــ the blind owl ـــور

از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم:)
بوف کور رو دنبال کنید:)

ز مهر او چه می‌پرسی؟ در او همت چه می‌بندی؟

/ بازدید : ۲۶

توی اوج مشکلات  و سختی‌ها
دقیقا همون‌جاهایی که دلت یه تکیه گاه محکم میخواد
اونجا از شدت درد چشماتو نبند
برعکس باز کن و ببین کیا کنارتن
ببین کیا همراهتن
ببین کیا تغییر کردن...
این لحظه یه موهبت از طرف خداست برای شناختن اطرافیانت.
شاید اون موقع خودت از حساب باز کردن روی غیرِخدا خجالت کشیدی
شرایط سخت تورو کوه میکنه
از درد کشیدن و تنهایی خجالت نکش
کافیه که خودت باشی و خدای خودت
یه مرد زیرِ بار مشکلات کمر خم نمیکنه
"ریش و محاسن سفید میکنه"

پس به جان بخر همه‌ی سختی‌های مسیرت رو
هرچیزی تاوانی داره
برای داشتنِ آرزوهای بزرگ
برای رسیدن به هرکدومشون باید تاوان های بزرگ داد
و تحمل آدماست که متفاوتشون میکنه
همیشه گفتم و باز هم تکرار میکنم:
"اگر آرزویی توی دلت داری،خداوند تورو لایق دونسته برای رسیدن بهش و اون رو توی دلت گذاشته،پس به اندازه آرزوهات تلاش کن،حداقل بخاطر خدا"

تفاوت ها توی اعمال و نتایج پیدا میشن
به خوشی‌های کوچک و بچگانه دل نبند
بگذار تو آرزو باشی
دست نیافتنی و با ارزش
۱۱

جاودان بر اسب یال افشان زردش می چمد در آن. پادشاه فصل ها، پاییز...

/ بازدید : ۲۲

پاییز 

همان فصل زرد زندگی تمامی ما آدم هاست

حال آدم همیشه خوب نیست

همیشه سرحال نیست

روزهایی می رسند که زرد و خشکیده

به زور خودمان را به شاخه ی زندگی چسبانده ایم

و فقط کافیست تا نسیم اتفاقی بوزد

و ما را بر زمین بیاندازد

اما این پایان داستان نیست

باید دوباره جوانه زد

شکوفه شد

و از نو ساخت

پاییز اگرچه سرد

اما نوید گرمی دارد

و هیچ گاه پایان ماجرا نیست

مگر

ریشه های روحت پوسیده باشد

آن وقت است که هزار پاییز و بهار هم

بروند و بیایند

جانت قرار نمیگیرد

خدا که در ریشه های روحت جاری باشد

هر چقدر هم سرد

هر چقدر هم زرد

هر چقدر هم دیر

اما دوباره برمی خیزی...


+ به دلایل متعددی عاشق پاییزم:) و آدمایی هم که با تمام وجودم عاشقشون هستم زاده ی پاییز هستن:) حتی خودم هم دختر پاییزم... شاعر مورد علاقه م هم عاشق پاییزه! اصلا پاییز فصل عاشقی عه... فصل عشقه...

+ حیف که داره تموم میشه... پس تا دیر نشده، برخیزیم!

۱۲

لینک کانال تلگرام برای کتاب های آقای احمدی...

/ بازدید : ۳۲

https://t.me/theblindowl28

۱۰

پایان ۲۰ سالگی در ۲۰-امین روز آذر ماه

/ بازدید : ۲۴

صدای آب می آید
مگر در نهر تنهایی چه می شویند ؟
لباس لحظه ها پاک است
...
میان آفتاب هشتم دی ماه
طنین برف
نخ های تماشا
چکه های وقت
طراوت روی آجرهاست
روی استخوان روز
چه میخواهیم ؟
...

بخار فصل گرد واژه های ماست
دهان گلخانه فکر است
سفرهایی ترا در کوچه هاشان خواب می بینند
ترا در قریه ای دور،
مرغانی به هم تبریک می گویند
...
چرا مردم نمی دانند ،
که لادن اتفاقی نیست
نمی دانند در چشمان دم جنبانک امروز
برق آبهای شط دیروز است ؟
چرا مردم نمی دانند
که در گلهای ناممکن هوا سرد است؟

از : سهراب سپهری 
به : فروغ فرخزاد 
مناسبت : تولد

+ این شعر یه نکته ای داره، خب؟ افرادی که منو یه ذره بیشتر میشناسن، لطفا "راز نگه دار و خمش" طور باهاش برخورد کنن..با تشکر

++ به شدت با این شعر حال کردم، حالا به دلایلی:) شخصا علاقه ای به شعر معاصر و شعرای معاصر ندارم ولی قرار بود تبریک تولد باشه و فرد گیرنده به شدت معاصر خونه:/ البته در شعر شعرای کلاسیک چیزی با مضمون تولد و اینا گشتم، نبود، نگرد، نیست!

+++ امروز خیلییی حرف زدم:/// فایل کتاب ها رو هم احتمالا فردا صبح یا شب میذارم :)

++++ دیگه؟ آهان! اصلا یادم نبود امروز تولد اوشونه، الان داشتم یه نگاه به استوری ها مینداختم، دیدم عه! دوستش تولدش رو تبریک گفته و من تازه یادم اومد:||| دیگه هیچی الان تبریک گفتم و کلی هم عرق شرم بر جبین طور ابراز ندامت و شرمندگی کردم به جهت دیر اقدام کردن در امر تبریک تولد... اوشون هم یه کلام تشکر کرد و گفت انتظاری از شما جهت تبریک نمیره و اگه هم کلا نمیگفتید اصلا و ابدا مسئله ای نبود به جهت کنکور:)

+++++ برای امروز حرف خیلییی زیاده،‌خیلییی ولی بعدا میگم...امروز به شدت روز بدی بود:(

۱۱

ترحم بر پلنگ تیزدندان، ستمکاری بود بر گوسپندان

/ بازدید : ۱۱

دیشب مهمون بودیم خونه داییم:) پسر داییم ۲.۵ ساله ست

داییم براش وسایل پزشکی خریده بود و اون هم داشت اعضای فامیل رو معاینه میکرد و هی میگفت "حالا نفس عمیق!!!"

خاله ی بی شعور، آشعال و عوضیم همون موقع رو به من کرد و گفت: "پرهام به همین سادگی دکتر شد، تو این همه درس خوندی به هیچ جا نرسیدی!" تا چند ثانیه سکوت حکم فرما شد تا این که پرهام دوباره شیرین کاری کرد...

میخواستم بهش بگم دختر خودت بعد ۵سال پشت کنکور موندن، دقیقا به کجا رسید؟

به قول امیرحسین کسی که توی خونه ی شیشه ای زندگی میکنه، سمت دیگرون سنگ پرت نمیکنه:)))

مامان همون دخترخاله م بود که دعا کردم قبول شه....و واقعا ترحم بر پلنگ...

جوابش میمونه برای بعد، من صبرم زیاده! حتی اگه ۱۰سال هم بگذره...شاید خیلی کینه ای و داغونم ولی همینه که هست!

۷

از قضا سرکنگبین صفرا فزود...یا، لنگ لنگان قدمی برمیداشت، هر قدم دانه ی شکری میکاشت:|

/ بازدید : ۲۶

سلاااااام:) خب چند تا خبر دارم هم بد، هم خوب!

١. مهشاد جان پاس شد:)) و کلی هم روحیه اش بهتر شده:)

٢. بوف کور از آزمون راضی بود:) و حالا جواز مسافرت به تهران رو داره ینی بالقوه توانایی سفر رو داره!

٣. اینقدر از نتیجه ی آزمون خوشحال و شادمان بود که ناگاه پایش پیچ خورد و تا دم ماشین لنگ لگان رفت و خدا رو بابت آزمون شکر نمود :دی اما وقتی برگشت خونه درد پاش شدیییید شد و هی شدید شد! تا این که رفت بیمارستان و آتل بست! (ان شاء الله که املاش درسته!) پس بالفعل توانایی سفر رو از دست داد:( حالا سفر بوف کور خانم مجهول الحاله!

و واقعا از قضا سرکنگبین صفرا فزود://// مثلا قراربود ترازم خوب شه که از یکنواختی و بی حوصلگی در بیام، تراز خوبم بدتر منو توی خونه محبوس کرد ینی پیاده روی و ورزش صبحم هم تعطیل شد:(

٤. حالا شاید هم رفتم! اگه هم نرم اون آزمون سه هفته ای رو میرم تهران یه هفته میمونم از غصه ام:))))

٥. شاید کمتر بنویسم، شاید:)

۷

از رنجی که میبریم...

/ بازدید : ۲۴

ای کاش تمام هفته ها، هفته ی دوم و تمام روزها هم پنج شنبه بود:) همیشه بیشتر درس میخونم:)

امشب بوف کور بیشتر از همیشه التماس دعا داره، خوب خونده ولی نه خیلی هم:( و باید یه تراز آبرومندانه حداقلش مثل قبلی ها کسب کنه تا بتونه دو روز برای استراحت بره تهران:))) خسته شده:( فردا مهشاد هم امتحان ٦واحدیش رو که ٢هفته است داره براش میخونه داره، اون هم التماس دعا داره...

خلاصه که امشب خیلی محتاج دعاییم...

۹

شاعر نی ام و شعر ندانم که چه باشد:)

/ بازدید : ۶۶

قبل نوشت: بعضی قسمت ها وزن کاملا رو هواست:) منتها برعکس آس١ شهامت دارم و خودم دارم میگم ایراد وزنی داره نه که مثل اون بگم اختیار شاعریه:|||

نقیضه پردازی طور :دی :دی

به کی روش گفت روزی عیب جویی

که پیدا کن به از سردار نکویی

که سردار گر چه در چشم تو مسی است

به هر جزیی ز شوت او قصوری است

ز حرف عیب جو کی روش برآشفت

در آن آشفتگی خندان شد و گفت

اگر در دیده ی کی روش نشینی

به غیر از خوبی شوتش نبینی

تو کی دانی که سردار چون نکوییست

کزو دیدت همین بر سانتر و شوتیست

تو شوت بینی و کی روش جلوه ی باز

تو سانتر و او گل ِ دشمن برانداز

تو پا بینی و کی روش پیچش پا

تو خطّا، او تمارض های خطّا

دل کی روش ز اشپانین(=اسپانیا) خون است [نیمه ماست مالی شده]

تو توپ میبینی و درواز که چون است [ماست مالی کردم]

کسی کو را تو سردار کرده ای نام

نه آن آزمونه کز کریس برده آرام [ماست مالی کردم]

+آزمون این بار از درس "مجنون و عیب جو" هست:)))))


۸ ۷

در مورد مهشاد/ در مورد امروز/ در مورد کامنت ها

/ بازدید : ۲۱

١. مهشاد همون شب متوجه فوت مادرش میشه...اینو دوستش بهم گفت...و نتونست برگرده چون امتحاناش زودتر از موعد شروع شد...الان داره سعی میکنه خودشو جمع و جور کنه ولی نمیشه:( یه طومار براش پیام فرستادم ولی توی خط برام نوشت: دعا کن من دوسال از زندگیم زود بگذره جوری که دردم اونقدر کم بشه که قابل تحمل بشه...

همیشه سیده خانم مهشاد معتقده دعای من در حقش گیراست و من هم همین نظر رو در مورد اون دارم:) شما هم از خدا براش صبر بخواید لطفا...

٢. در طول عمرم به اندازه امروز نشنیده بودم کسی ازم اینقدر تعریف کنه:))) هنوز هم ذوق مرگم بعد از ٥-٦ ساعت که از ماجرا گذشته! گفت صورتتو با چی میشوری؟ گفتم شامپوی صورت و بدن:/ گفت از فلان ژل و فلان کرم و فلان و فلان چیز استفاده کن قول میدم صورتت دیگه جوش نزنه! البته که برای استرس کنکورته ولی نمیذاره جاش توی صورت قشنگت بمونه! من قشنگم؟! کجام قشنگه؟! ://// حالا انگار خیلی خوبم فقط این جای جوشا مسئله است:|||| گفت کدوم جزء صورتت بده؟ چشمات؟ اینقدر مشکیه که آدمو مسحور میکنه! مژه های پرپشتِ بلندت؟! که انگار مصنوعین و کلی هم ریمل قاطیشون کردی! دماغت؟! که همه میلیونی خرج عمل میکنن مثل دماغ تو بشه تازه نمیشه هم:/ شبیه خوک میشن :دی لب هات؟ کجاش بده؟ یه ذره اعتماد به نفس داشته باش فرفری خانم:) دندوناتو اورتودنسی کردی؟ [من با پوکرفیس طور زل زده بودم بهش:| این با منه؟ من اینجوریم؟!] نه اورتودنسی هم نکردم:) ادامه نچرال فیس که میگن واقعا مصداق بارزشی:))) ضمنا زل نزن به کسی، چشمات مشکی تر و براق تر میشه:)) [لا اله الا الله، مردم مغزشون پاره سنگ شده! دروغه اگه بگم ذوق مرگ نشده بودم!] فقط جواب دادم دماغ من خوب نیست و تازه یه مشکل کوچولو هم داره، ولی اینو از مادربزرگم به ارث بردم هرچند که مال اون خیلییی بهتر بود! دماغ امیرحسین، پسرداییمو دیدی؟ عین مال مادربزرگمه! ولی خداوکیلی اینی که تو گفتی من نیستم، واااااقعا جا داره بگم چشمات قشنگ میبینه😍

٣. دوستان تمام کامنت ها و به خصوص خصوصی ها جمعه جواب داده میشن:) وقتی که از بند آزمون نجات پیدا کردم:))))

۵

هر دم از این باغ بری میرسد/ تازه تر از تازه تری میرسد

/ بازدید : ۶۸

مامان مهشاد امروز فوت شد😢😭

تینا، همکلاسیش، گوشیشو با خودش برده تا مهشاد متوجه نشه:( چون هفته دیگه امتحاناشون شروع میشه:( آخرین بار که باهاش صحبت کردم، گفت برنمیگردم ایران! به کدوم امید برگردم؟! کلی زحمت کشیدم تا تونستم با تینا تماس بگیرم، دوباره اینستام رو دانلود کردم:( هنوز جواب نداده البته! عاخه این چه کاریه این دختر کرده؟! مهشاد حقشه که بفهمه و بیاد! شاید بخواد بیاد! حق نداره جای اون تصمیم بگیره! من به عنوان کسی که ٨ساله با مهشاد دوسته، مطمئنم ناراحت میشه از این کار! خب یه هفته وقت داره برای رفت و برگشت! حق مهشاده که بیاد...

چیکار کنم بنظرتون؟!

خدایا بس نیست؟!

هفته ی اولی که آزمون داشتم، ٢١مهر منظورمه، مادر بزرگ پسرخاله م فوت شد! ولی چون حس خاصی نداشتم اینجا ثبت نکردم..به ازای هر آزمونم یه نفر فوت شده، یه اتفاقی افتاده که من تا چند روز اعصابم بهم بریزه! بعدش خودکشی محمد، بعدش اون زلزله لعنتی، بعدش اون عزیز از دست رفته ی خودمون که دیروز هم رفتیم سر خاکش و امروز صبح هم مامان مهشاد!! :( بسه! به خودت قسم بسه!

خواهشا برای شادی روحش یه صلوات، بی نهایت خانم خوبی بود...

۳ ۶
About Me
همیشه همینطور نمی ماند
یک روز که تصورش را نمی کنی
جایی که در خواب هم ندیدی لحظه ای که به هیچ چیز فکر نمی کنی
و تازه رها شده ای از بند آرزو
از جانب پروردگار دریافت خواهی کرد
چیزی فراتر از آنچه در طلبش بودی
چیزی ارزشمندتر و دلپذیرتر!
مطمئن باش در چنین روزی خوشحال تر خواهی بود...
٩٦/٨/١٧